سیناسینا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

فرشته های قلبم

شیطونی های عسل مامان

امروز سینا جون یازده ماهو شش روزشه و قشنگ میتونه راه بره ،شروع راه رفتنش ١١ ماهو دوروزش بود، گل پسر مامان خیلی شیطون شده اون عاشق اشپز خونست میره زیر میز ناهار خوری و صندلی هارو می ندازه یا جابه جا یا میره سر کابینت ،وسایل توی کابینت رو میریزه پشت یخچال میره اینقد باید بهش بگی جیز تا دست بکشه  پشتی رو می اندازه و از اون میره بالا تا وسایل روی کابینت رو میریزه پسمل مامان 4 تا بالا و 4 تا پایین دندون داره که یه بار وقتی داشت ابجی سجده میرفت طوری گازش کند که اگه نیم میلیمتر دیگه بیشتر فشار میداد راحت خون میومد الان اینجا15 سانت برف باریده سینا که خواب بود ابجیشو حسابی بردیم برف بازی اینقدر کیف دااااد قراره فردا گلی پسملو هم ببریم برف...
28 بهمن 1390

خاطرات روزانه

پسر ناز مامان امروز 11ماهو20روزشه. 10 روز دیگه تولد یک سالگیش  مامان قربونش بره دیگه خوب میتونه راه بره و کمتر چهار دستو پا میره. چند روز پیش با آبجی جون و بابای رفتیم برا ناردونه پسر کفش گرفتیم وقتی اومدیم خونه پاش کردیم میترسید با کفشاش راه بره و گریه میکردمجبور شدیم کفشاشو در بیاریم امیدوارم به کفشاش عادت کنه بخاطر همین فعلا پاش نمکنیم. دور دونه مامانی خیلی شیطون شده و تازگی یاد گرفته از مبلا بالا بره وبره رو پله ها,ولی نمیتونه بیاد پایین,اگه مراقبش نباشیم حتما یه بلایی سر خودش میاره. عشق مامانی من تو و آبجی رو خیلی خیلی دوست دارم شما تنها بهونه برا زندگیم هستین, وقتی به صورت زیبات نگاه میکنم ومعصومییت و پاکی بچگی رو تو صورتت می...
28 بهمن 1390
1